اگر مي خواهيد به مهماني شامي كه در پيش داريد، كمي رنگ و جلا بدهيد، اين سوال را در جمع مطرح كنيد: آخرين خيالپردازي جنسي كه داشتيد درمورد چه بوده است؟
ممكن است از اين سوال همه آنقدر تعجب كنند كه صداي افتادن قاشق چنگال ها را بشنويد اما اين فقط به خاطر اين است كه تقريباً همه كسانيكه در مجلس حضور دارند، آخرين خيالپردازي جنسي خود را در ذهنشان بازآفريني مي كنند يا خيلي از آنها ادعا مي كنند كه به هيچ وجه درمورد مسائل جنسي خيالپردازي نمي كنند و خيلي هاي ديگر هم ادعا مي كنند كه اين خيالپردازي ها فقط درمورد همسر خودشان است. اما، به احتمال خيلي زياد، همه كساني كه پشت ميز نشسته اند، خيالپردازي هاي ممنوعه جنسي داشته اند و حتي اينكار را به طور عادت هميشه انجام مي دهند. اما به ندرت پيش مي آيد كه كسي دوست داشته باشد درمورد اين خيالپردازي ها با ديگران صحبت كند.
خيالپردازيهاي ممنوع
خيالپردازي هاي جنسي مسئله اي است كه ما ندرتاً درمورد آن با كسي صحبت مي كنيم، حتي با دوستان خيلي صميميمان. عميق ترين افكار جنسي ما آنقدر عجيب هستند كه درست نيست در مجالس رسمي درمورد آنها صحبت شود. اين خيالپردازي ها ممكن است نشاندهنده اين باشد كه اشكالي در روابط جنسي ما يا بدتر در خود ما وجود دارد اما تحقيقات نشان داده است كه داشتن خيالپردازي هاي جنسي، اگر براي همه لازم نباشد، مسئله اي كاملاً نرمال است و دركل بخشي از انسان بودن ما را تشكيل مي دهد و با داشتن آنها به هيچ عنوان نبايد برچسب گمراه يا فاسد به خودتان بزنيد.
تحقيقات گسترده اي كه در اين زمينه انجام شده است نشان ميدهد كه تقريباً همه انسانها درمورد مسائل جنسي خيالپردازي مي كنند اما هيچكدام درمورد آن حرفي نمي زنند. برت كار، روانشناس، براي نوشتن كتاب خود “دنياي اسرارآآميز خيالپردازي هاي جنسي”، روي ۱۸،۰۰۰ مرد و زن تحقيق كرده است. او درمورد تعدد و تكرار و همچنين محتواي خيالپردازي هاي آنها سوال كرده و دريافته است كه نه نفر از هر ۱۰ نفر آنها، خيالپردازي جنسي داشته اند. باور او بر اين است كه افراد باقيمانده هم اين خيالپردازي ها را داشته اند اما جرات پذيرفتن آن را نداشته اند.
حتي آندسته از ما كه قبول مي كنند كه خيالپردازي جنسي دارند، تمايلي براي حرف زدن درمورد آن ندارند. ۹۵% از شركت كننده هاي تحقيق هيچوقت خيالپردازي هاي خود را با كسي درميان نگذاشته اند. باابنكه بعضي خيالپردازي هاي بهتر است همان ناگفته باقي بماند—مثل اينكه به همسرتان بگوييد وقتي با او سكس مي كرده ايد در خيالتان به همسر قبليتان فكر مي كرده ايد—اما ما هيچوقت هم درمورد فرارهاي جنسيمان در اين خيالپردازي ها با دوستانمان صحبت نمي كنيم. خيالپردازي جنسي جزء مسائل ممنوعه است.
خيلي از افراد از طبيعت منحرف و هرزه خيالپردازي هايشان احساس خجالت و گناه مي كنند، بااينحال آنچه ما ممكن است “منحرف” يا “هرزه” بدانيم، ممكن است كاملاً طبيعي و متداول باشد.
احساس خجالت ناشي از خيالپردازي هاي جنسي ممكن است به خاطر تصور نقش خيالپردازي در زندگي ما باشد. در دهه نود، خيلي از روانكاوان خيالپردازي هاي جنسي پيچيده را به خاطر اميال و شهوت هاي پيچيده دانسته است. خيالپردازي هاي عجيب و غريب معمولا به عنوان يك آسيب مورد درمان قرار مي گرفتند.
اما امروز مي دانيم كه خيالپردازي ها ديگر يك آسيب شناخته نمي شوند. اين خيالپردازي ها به ما اين امكان را مي دهد به چيزهايي فكر كنيم كه درواقعيت انجام نمي دهيم يا چيزهايي كه قبلاً انجام داديم و دوست داريم را دوباره انجام دهيم. علاوه بر اين، خيالپردازي با بالا بردن ميل و تحريك جنسي، مي توانند براي روابط جنسي ما هم مفيد باشند. آنهايي كه معمولاً خيالپردازي جنسي دارند، معمولاً سكس بيشتري هم در زندگي زناشويي خود دارند.
سكس مطمئن
دكتر كار همچنين دريافته است كه گاهي اوقات خيالپردازي ها راهي براي برگرداندن يك خاطره منفي دوران كودكي به مثبت است. براي مثال، او درمورد زن بسيار خوشبختي صحبت مي كند كه خيالپردازي هايش به او كمك كرده سوءاستفاده هاي جنسي كه در كودكي توسط برادر بزرگش از او مي شده را به تجربه اي تحريك كننده تبديل كند. به اين ترتيب، خيالپردازي مي تواند يك مكانيزم عادت كردن و كنار آمدن باشد. اما حتي اگر درمورد سوءاستفاده هاي جنسي هم خيالپردازي كنيد، لزوماً به اين معني نيست كه دوست داريد آن سوءاستفاده ها دوباره اتفاق بيفتد. خانم ها ممكن است خيالپردازي كنند كه مردي غريبه با آنها عشق بازي مي كند اما ما مي توانيم كوچكترين حركت طرف مقابل را هم در خيالپردازي هايمان كنترل كنيم. ذهن ما مكاني بسيار امن و مطمئن براي امتحان كردن كارهاي جديد بدون آسيب ديدين از آن است. مايكل بادر، در كتاب خود “تحريك جنسي” منطق اسرارآميز خيالپردازي هاي جنسي” مي نويسد: “امنيت و اطمينان مسئله اي كليدي در باز كردن مفهوم خيالپردازي هاي ماست. ” بسته شدن به تخت توسط يك شريك جنسي ممكن است كار سالم و بي خطري نباشد اما جايي در ناخودآگاه ما اين كار هيچ صدمه اي وارد نمي كند.
اين حرفها شايد حس اطمينان بيشتري به شما داده باشد. به جاي اينكه از تصور سكس با فرد ديگري غير از همسرمان، احساس گناه كنيم مي توانيم از آن بعنوان راهي براي تحريك بيشتر روابط جنسي خود استفاده كنيم. اما يادتان باشد هيچ وقت اين افكار را بازگو نكنيد.
روزنامه رسالت:
وزيربهداشت گفت: پرونده دوفردي كه خود را فعال درعرصه درمان ايدزدركشورمعرفي ميكردند وازاين طريق سوء استفاده ميكردند با اقدام به موقع وزارت اطلاعات اكنون درقوه قضائيه درحال رسيدگي است. كامران باقري لنكراني، افزود: ما دروزارت بهداشت جاسوس نداريم، اما خارج ازوزارت بهداشت افرادي درپوشش درمان ايدزفعال بودند كه وزارت اطلاعات به موقع آنان را شناسايي وبا آنان برخورد كرد. وي گفت: اين افراد دوپزشك جوان بودند كه اتفاقا ازفارغ التحصيلان ضعيف دانشگاههاي علوم پزشكي كشوربودند وهيچ مقاله علمي نداشتند ونميتوان آنها را پيشتازمبارزه ودرمان ايدزدركشورمعرفي كرد، متاسفانه تلاش آنها به اين سمت بود كه گويي هيچ كاري براي درمان ايدزدرجمهوري اسلامي ايران نميشود ورسانههاي خارجي نيزبا استفاده ازاين افراد به اين مسئله دامن ميزدند، رسانههايي كه خودشان درمسئله غزه زير سوال هستند زيرا هنگامي كه مردان، زنان، كودكان وسالمندان غزه كشتارميشدند سكوت كرده بودند. وي افزود: اگرامروز دوموج انتقال خوني وتزريقي ايدزرا دركشورپشت سرگذاشتهايم وبراي مقابله با موج سوم بيماري ايدزكه ازطريق جنسي است، آماده ميشويم، نشانه موفقيت كشورما دركنترل اين بيماري است وتبليغات سوء افراد مغرض بي انصافي است. وي گفت: پرونده اين دوپزشك به وزارت بهداشت مربوط نميشود وبا اقدام وزارت اطلاعات دادگاه اول اين دوپزشك به راي محكوميت منجرشده كه با تجديد نظرخواهي آنان دادگاه تجديدنظربزودي تشكيل ميشود.
آقا اجازه!
اسكندر مقدونى تختجمشيد را به آتش كشيد
بعد آتش راه افتاد آمد لُردگان
آمد خانميرزا، آمد سفيلان
آمد كه ما از سرما نميريم
اما... ما مُرديم آقا.
آقا اجازه!سردار قادسيه ايوانِ مدائن را به آتش كشيد
بعد آتش راه افتاد آمد سمتِ ايلِ ما
ما سردمان بود آقا
تركههاى پُرشكوفهى بادام
بوى الفباى آتش مىداد
ما آتش گرفتيم آقا
بعد مادرانْمان آمدند
خاكسترِ ما را برداشتند بردند بالاىِ كوه
و رو به پروردگارِ عالم شيون كردند:
در سرزمينِ ما عين و الف يكىست
فقط بگو خودِ عدالت كجاست؟
آقا اجازه!تيمور لنگ سرِ راهِ خود به بغداد
به سفيلانِ ما هم آمد
آمد همهى ما را به جُرمِ تَبانى با برف
آتش زد
دستهايش را گرم كرد وُ
در حاشيهى خاطراتاش نوشت:
نفت بشكهاى پنجاه دلار
كوكاكولا بشكهاى دويست...؟
اين اصلا عادلانه نيست!
آقا اجازه!تموچين تكليف همه را
با شعلههاى شيونِ ما روشن كرد
بعد آمد بالاى سرمان گفت:
از روى كتاب ياساىِ من هزار بار جريمه بنويسيد.
و حالا ما هزار سال تمام است كه هى مىنويسيم وُ
اين مشقِ مرگ را پايانى نيست!
آقا اجازه!اى كاش هرگز نفت را به رايگان
درِ خانهى ما نمىآوردند
كه اين همه حالا شرمندهى آقايان نباشيم
واقعا بعضىها خودشان خجالت نمىكشند؟
به ياد ۱۳ كودك سفيلانى كه در آتش سوزى مدرسه روستاى سفيلان جان پاكشان را فدا كردند
انجمن حمایت از حقوق کودکان
http://www.irsprc.org
امروز يكي از همكاران پزشك كه خبر خط زدن اسم منو از ليست اسامي كانديداها در همين وبلاگ ديده بود با من تماس گرفت و بعد از اظهار لطف و ابراز تاسف خبر داد كه در انتخابات 27 دي ماه شركت نمي كنه.واقعا باعث تاسفه كه يك عده چه سعي بليغي براي از ميدان بدر كردن مردم از عرصه هاي تصميم سازي و تصميم گيري حتا در چنين سطح محدودي ميكنند و حاضرند كه از همه چيزشان و حتا آبرويشان بگذرند.
واقعا براي من و امثال من قابل درك نيست.سازماني كه با حق عضويت اعضايش اداره ميشود ، زماني كه قرار است همگي اعضا در مديريت آن، يعني انتخابات هيات مديره شركت كنند،اين چنين بازي را به هم ميزنند.
البته اين روند در سراسر كشور با انجام رسيده است و خبرها حاكي است كه اكثريت اعضا سازمان كه قبلا مناصب سياسي داشته اند و يا فعاليت سياسي در جهت خواست مردم داشته اند ،به چوب آقايان نواخته شده اند.انحصار طلبي به نهايت درجه خود رسيده است.جالب است با اين همه انحصاري كه براي خود دست و پا كرده اند،كاش ميتوانستند اندكي از بار مشكلات مردم در زمينه سلامت و بهداشت را بر دارند.در حاليكه شاهديم هر روزه از سهم سرانه بهداشت و درمان مردم كم مي كنند و به حساب ساير اموري كه لابد خودشان صلاح ميدانند ، واريز مي كنند
مملكت ارث پدريشان است و لابد صلاح مملكت خويش را خسروان دانند.تكيه بر جاي بزرگان نتوان زد به گزاف ،مگر اسباب بزرگي همه آماده كني
بهنانیوز: زنان نابارور به طور متوسط بيش از 4 ميليون تومان براي رحم جايگزين زن پرداخت مي کنند.بر اساس شنيده ها اين رقم از 2 ميليون تومان آغاز و تا 7 ميليون در نوسان است.
يک متخصص زنان و زايمان در مورد بازار سياه جديدي که براي داد و ستد رحم اجاره اي به وجود آمده است مي گويد: با توجه به اينکه اکثر زناني که تخمک را دريافت مي کنند از طبقه محروم جامعه هستند براي اين کار رقم قابل توجهي دريافت مي کنند. توسط شوهرانشان مجبور به انجام هر ساله اين کار مي شوند.
وي ادامه مي دهد: کم خوني ،پوکي استخوان ،عفونت هاي رحم و لگن فشار خون هاي حاملگي ، ديابت و... از عواض ميزباني هرساله تخمک است . به گفته اين متخصص در صورت استمرار خطر مرگ نيز اين زنان را تهديد مي کند .
در همين رابطه رييس انجمن علمي تخصصي باروري و ناباروري خبر از ايجاد مراکزي هماهنگ با وزارت بهداشت در جهت کنترل رحم جايگزين داد.
محمدرضا نوروزي با بيان اين که درحال حاضر در کشورما مرکزي که به صورت کنترل شده در زمينه رحم جايگزين فعاليت کند وجود ندارد گفت: يکي از مسائلي که در مقوله رحم جايگزين مطرح است، عوارض جامعه شناختي و سوء استفاده از افراد نيازمند و به وجود آمدن يک تجارت جديد در اين زمينه است. در مسئله رحم جايگزين امکان سوء استفاده از زنان به علت مشکلات مادي وجود دارد.
به اعتقاد رييس انجمن علمي تخصصي باروري و ناباروري ايران «يکي از مشکلات مهمي که همواره در اين زمينه وجود دارد، مشکلات روحي_رواني هم براي گيرنده و هم براي اهدا کننده است.»
او افزود: اين نوع اعمال بايد در مراکز معتبري که داراي تاييديه هستند صورت بگيرد تا مسائل روحي آن نيز درنظر گرفته شود. اما رحم جايگزين تنها دادن يک عضو و گرفتن پول نيست به عنوان مثال مادربزرگي از رحمش براي نوه خود استفاده کرده ديگر مسائل مالي برايش مطرح نبوده بلکه به علت سقط هاي مکرر دخترش، قبول کرده تا در رحم خود نوه اش را پرورش دهد.
نوروزي با بيان اينکه به خاطر مشکلات احتمالي نمي توان اصل موضوع را زير سئوال برد گفت: رحم جايگزين راهي است براي افرادي که در باروري با مشکل روبرو هستند. همه اين موضوع يک رابطه پولي و مادي نيست. برخي از آن ها يک رابطه درماني و کمکي است. نمي شود اصل يک موضوع را به خاطر اتفاقاتي که در کشور مي افتد را زير سئوال برد.
۱۷ دی ماه ۱۳۸۷- پزشکان مدافع حقوق بشر با ارسال بیانیهای امروز اعلام کردند که برادران علایی- کامیار و آرش؛ پزشکان پیشگام در مبارزه با ایدز که بیش از ۶ ماه است در زندان بسر می برند، بشدت به کمک همه مردم نیاز دارند.
برادران علایی که به مدت ۶ ماه بدون هیچ اتهامی در زندان بسر بردند، در هفته گذشته به اتهام ارتباط با دولت متخاصم و سایر اتهاماتی که دولت از ابراز برخی از آنها خود داری کرد، در یک دادگاه فرمایشی محاکمه شدند. پزشکان مدافع حقوق بشر بر این باورند که در جریان یک دادرسی ناعادلانه، این اتهامات که منشاء سیاسی دارند، به ناحق به برادران علایی وارد شده است.
برای نجات برادران علایی اقدام کنید!
جامعه بین المللی نگران سلامتی و امنیت جانی و حقوق این پزشکان سرشناس است.
پزشکان مدافع حقوق بشر از همه مردم خواست که همین امروز برای آزادی کامیار و آرش اقدام کنند و با نمایندگی ایران در سازمان ملل تماس بگیرند و از آنها بخواهند که آرش و کامیار را آزاد کنند تا آنها بتوانند به کار شان که نجات مردم از ایدز است، ادامه بدهند.
برای اقدام سریع به این پیوند مراجعه کنید:
http://actnow-phr.org/campaign/drop_the_charges?rk=h13ONw71TgBhEhttp://actnow-phr.org/campaign/drop_the_charges?rk=h13ONw71TgBhE
پزشکان حقوق بشر انتظار دارد که حداقل 500 ایمیل، تلفن و نامه به نمایندگی سازمان ملل متحد ارسال شود. آیا شما اولین نفری خواهید بود که این حرکت انسانی را انجام می دهد؟
ابتکار برادران علایی در نجات جان بیماران مبتلا به ایدز در ایران و سایر کشورها یک جرم نیست بلکه یک اقدام پزشکی است. همین امروز برای آزادی آنها اقدام کنید.
برای اطلاعات بیشتر در باره سابقه کارزار بین المللی برای برادران علایی به این پیوند مراجعه کنید:
http://www.iranhumanrights.org/farsi/alaies22dec2008.html
امروز يك كارت تبليغاتي انتخاباتي از يكي از همكاران كه به آدرس منزل پست شده بود به دستم رسيدوبه نظام پزشكي قزوين تلفن زدم.متوجه شدم كه هيان نظارت مركزي اسم بنده را از ليست كانديداهاي قزوين خط زده است.بنابر اين نامه اي در اعتراض به اين اقدام نوشتم و چند دقيقه قبل فكس نمودم .براي اطلاع شما متن نامه را در اين جا درج كرده ام.متعاقبا اخبار تكميلي به اطلاع خوانندگان وبلاگ خواهد رسيد.
رياست محترم هيات نظارت مركزي بر انتخابات هيات هاي مديره سازمان نظام پزشكي ايران
با سلام
اين جانب دكتر علي اصغر جمالي پزشك عمومي به شماره 55833 شاغل در شهرقزوين كه براي شركت در انتخابات پيش رو ثبت نام كرده بودم امروز 19/10/87 با نظام پزشكي قزوين تماس گرفتم و مطلع شدم كه هيات نظارت مركزي اسم بنده را از ليست شركت كننده ها خط زده اند.
بنده نسبت به اين اقدام اعتراض داشته و خواستار تجديد نظر هستم و پيشنهاد مي نمايم كه اجازه بفرماييد تا همكاران با راي خودشان بيان كنند كه چه كسي لياقت حضور در هيات مديره نظام پزشكي را دارا مي باشد و خودمان را قيم ديگراني كه از اقشار فرهيخته و تحصيلكرده جامعه هستند ، قرار ندهيم.
سازمان نظام پزشكي يك سازمان صنفي است و همه همكاران عضو اين سازمان بوده و به آن حق عضويت مي پردازند.زيبنده نيست تا ساحت آنرا با چنين ناراستيهايي بيالاييم.هدف بايد تنها خدمتگزاري بيشتر به مردم و جامعه پزشكي باشد.
منتظر اقدام عاجل آن هيات هستم.
نشاني بنده:قزوين-انتهاي خيابان نادري شمالي-بالاتر از ميدان مير عماد-مطب دكتر علي اصغر جمالي
تلفن تماس و فكس:02813349477 و تلفن همراه 09121811710
دكتر علي اصغر جمالي
مورخه 19/10/1387
شماره نظام پزشكي 55833
تمثيلي چيني و متعلق به قرن چهاردهم وجود دارد که به ارزش آگاهی و نتایجی که نادانی میتواند در پی داشته باشد به خوبی اشاره دارد. داستان بدین قرار است:
در استان ملوک الطوايفي «چُو»، پيرمردي از طريق ميمونهايي که به خدمت خود گماشته بود، زندگي را ميگذارند. مردم چُو به وي «جوکونگ»(ارباب ميمون) ميگفتند.
پيرمرد هر روز صبح، ميمونها را در حياط به صف ميکرد و به کهنسالترین آنها دستور ميداد تا بقيه ميمونها را براي جمعآوري ميوه از بوتهها و درختان به سمت کوهها راهنمايي کند. قانون اين بود که هر ميموني ميبايست يک دهم ميوههاي جمعآوري شده خود را به پيرمرد ميداد. کساني که از اين کار سرپيچي ميکردند، بيرحمانه شلاق ميخوردند. تمامي ميمونها از اين زندگي در رنج بودند؛ ولي هيچ يک از آنها جرات شکايت نداشت.
يکروز، ميمون کوچکي از ديگر ميمونها پرسيد: «آيا پيرمرد اين درختها و بوتههاي ميوه را کاشته است؟» ديگران پاسخ دادند:« نه! آنها در طبيعت رشد کردهاند.» ميمون کوچک دوباره پرسيد: «آيا ما بدون اجازه پيرمرد نميتوانيم ميوه بچينيم؟» ديگران پاسخ دادند: «آري، ميتوانيم.» ميمون کوچک ادامه داد: «پس چرا بايد به پيرمرد وابسته باشيم؟» چرا بايد به وي خدمت کنيم؟ حتي قبل از اينکه ميمون کوچک حرف خود را تمام کند، همه ميمونها ناگهان به آگاهي رسيده، بيدار شده بودند.
در همان شب پس از به خواب رفتن پيرمرد، ميمونها تورها و حصارهاي اطراف حياط را پاره کرده، موانع را برداشته و خود را آزاد کردند. آنها همچنين ميوههايي که پيرمرد در انبار ذخيره کرده بود را با خود به جنگل برده و هيچ گاه بازنگشتند. سرانجام پيرمرد از گرسنگي جان سپرد.
هرچند اطلاع رساني براي انتخابات اين دوره چندان قابل توجه نبود ولي با اينحال اين موضوع نبايد باعث شود كه همكاران از كنار اين مسئله بزرگ به سادگي عبور كنند.
امروز به نظام پزشكي تلفن كردم و روز برگزاري انتخابات را جويا شدم.خانم طباطبايي كه واقعا در اين سالها زحمات زيادي در نظام پزشكي قزوين كشيده اند از آن سوي خط روز جمعه 27 دي ماه را روز انتخابات اعلام نمودند.
تا انروز يك ماه فرصت هست كه علاوه بر بررسي كارنامه شوراي فعلي به رويكردهاي آينده نظام پزشكي بيشتر بپردازيم.از شما پنهان نماند كه بنده نيز نسبت به ثبت نام انتخابات اين دوره درست در آخرين روز ثبت نام اقدام كردم و مدارك لازم را دادم تا به اصطلاح صلاحيتها احراز شود و در نهايت ليست كانديداها اعلام شود.
دوره قبل هم در انتخابات به عنوان كانديدا شركت داشتم كه با اختلاف 4 راي از ورود به شورا باز ماندم.در ان دوره من تنها كسي بودم كه براي شورا برنامه داده بودم.حتا ليستهاي ريز و درشت كه در آن زمان از طرف بعضي از همكاران ارائه شده بود فقط چند تا اسم داشت ولا غير و خبري از برنامه آقايان كانديداها نبود و جالب است كه خيلي از همان آقايان بدون برنامه هم راي آوردند و وارد شورا شدند و البته واضح بود كه نمي بايست انتظار بيهوده اي از آنها مي داشتيم و كماكان اوضاع همانطور كه بود ادامه يافت و يا...
در پستهاي قبلي من مطالبي را درخصوص اختلافم با سازمانهاي بيمه گر به اطلاع شما رساندم.د ر مورد اين مسئله هم نظام پزشكي ضعيقتر از آن بود كه كاري بكند و موضعي بگيرد و اين در مورد همكاران ديگري كه مشكل مشابه من داشتند تكرار شد.باري به جهت اجتناب از اطاله كلام به همبن بسنده مي كنم و در پستهاي بعدي مطالب بيشتري را به اطلاع خوانندگان و همكاران عزيزم خواهو رساند.

اصل ۳ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران-دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:
- آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح، و تسهیل و تعمیم آموزش عالی
مطابق آگهي اداره كل تربيت بدني استان قزوين در اجراي ماده 88 قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت مصوب 1380 و آيين نامه اجرايي ماده مذكور و همچنين آيين نامه معاملات دولتي مصوب 1349 و بر اساس مجوز صادره از سوي كميسيون فرعي ماده 88 استان قزوين به شماره 7975/214 مورخه 29/5/87 اداره كل تربيت بدني استان قزوين اقدام به واگذاري فضاهاي ورزشي از طريق مزايده نموده است.
بر اساس نظر كارشناسان تربيت بدني يك ورزشكار تحت پوشش يك هيات ورزشي سالانه به طور ميانگين 60 هزار تومان براي شهريه مي پردازد و اين علاوه بر هزينه هايي است كه بابت تغذيه ، كارت بيمه و پوشاك و وسايل ورزشي مورد نياز مي پردازد.
اگر ورزشكاري بخواهد به صورت شخصي اقدام به ورزش كند، تنها بايستي براي استفاده از فضاهاي ورزشي سالنها به طور ميانگين هر جلسه 8 هزار تومان بپردازد و هزينه هاي تغذيه و پوشاك و وسايل ورزشي به اين هزينه اضافه خواهد شد.
اشخاصي كه برنده چنين مزايده هايي مي شوند براي جبران هزينه ها و كسب سود حد اكثري ،فشار مالي سنگيني را بر ورزشكاران وارد نموده ودر نتيجه انگيزه هاي افراد را براي ورزش كردن از بين مي برند.
حال بايد از اولياء امور ، از قانونگزاران مجلس و اعضاي شوراي نگهبان و هيات دولت پرسش شود كه آيا تصويب قانون فوق الذكر كه بر اساس آن فضاهاي ورزشي به مزايده گذاشته مي شود،خلاف اصل سوم قانون اساسي نيست؟و اگر نيست لطفا براي ما واژه "تربيت بدني رايگان" را معنا كنند و اگر خلاف قانون اساسي است لطفا هر چه سريعتر نسبت به الغاء قانون فوق اقدام عاجل به عمل آورند.
اگر پستهای قبلی را دیده باشد احتمالا از علت قطع قرار داد سازمانهای بیمه گر با مطب من مطلع شده اید.چندی قبل من گواهی را برای بیماری که طی چند مرحله به مطب من مراجعه کرده بود،جهت دریافت سهم سازمان بیمه گر صادر نمودم .آقای دکتر شقاقی در پاسخ این بیمار چند جمله نوشته اند.کاش ایشان ضوابطی را که مانع پرداخت سهم سازمان به بیمه شده می شود می نوشتند.ما که اطلاعی از این ضوابط نداریم.در حالی که سازمان بیمه خدمات درمانی نیروهای مسلح در صورت مراجعه بیمار و درخواست سهم سازمان هزینه های درمانی ان را پرداخت می نماید.چنانچه که در مواردی که من گواهی کرده ام این امر صورت گرفته است.حالا باید آقای دکتر شقاقی یا مقام بالاترشان توضیح دهند که چرا یک بام و دو هوا شده است.آیا سازمانهای بیمه گر ضوابط مخصوص به خود را دارند؟اگر چنین است پس شان ایجاد شورایی موسوم به شورای هماهنگی چیست؟نکند در این شورا فقط برای پایمال کردن حقوق مردم و بیمه شدگان و سازمانهای ارائه دهنده خدمات درمانی هماهنگی صورت می گیرد؟بد نیست در خصوص تامین خدمات درمانی بیمه شدگان هم یک هماهنگی داشته باشند.البته ممکن است هماهنگی ایشان در زمینه پایمال کردن حقوق بیمه شدگان باشد.یعنی بیمه نیروهای مسلح را وادارند تا به روش تامین اجتماعی عمل کند!!!

پيريزي نظام اقتصادي صحيح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامي جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محروميت در زمينههاي تغذيه و مسكن و كار و بهداشت و تعميم بيمه.(بند 12 اصل 3 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در خصوص وظايف دولت)
براساس نظر كارشناسان تغذيه هر مرد و زن بالغ به ترتيب 2700 و 2200 كيلوكالري روزانه نيازمند ميباشد. كه از گروههاي مختلف غذايي بايد تأمين گردد.
براساس قيمتهاي فعلي، به طور متوسط براي خريد مواد خام لازم روزانه براي هر نفر 54000 ريال(ماهانه 000/620/1 ريال) ميبايست هزينه نمود. با اين بيان براي يك خانواده 5 نفره هزينه مورد نياز ماهيانه، تنها براي تهيه مواد خام بالغ بر 000/100/8 ريال ميباشد. بايد در نظر داشت كه مبلغ مذكور تنها و صرفاً هزينه مواد خام ميباشد؛ يعني هزينههاي حمل و نقل، خريد، پخت و پز، انرژي و ديگر هزينههاي مرتبط با تهيه غذا در اين برآورد لحاظ نگرديده است. از سوي ديگر نياز بخشي از گروهها در شرايط خاص همچون كودكان در حال رشد، ورزشكاران، مادران باردار و شيرده و كسانيكه به كارهاي سخت و انرژي بر اشتغال دارند، حتي در برخي موارد چندين برابر اين مقدار نياز ميباشد.
با اين بيان، اكثريت جامعه ايراني با عوارض سوء تغذيه ناشي از فقر و سطح درآمد پايين و نبود حمايتهاي لازم اجتماعي دست به گريبانند.
مقابسه هزينههاي فوق با درآمد خانوار مبين عمق فاجعه انساني در حال وقوع در كشورمان ميباشد و طرح حذف يارانههايِ ناكافيِ فعلي در كشور، وخامت وضعيت تغذيه انسانِ ايراني را شديدتر خواهد نمود.
(جدول نيازمنديهاي روزانه براي زنان و مردان و منابع تأمين كننده)
2200 کیلو کالری(نياز روزانه براي يك زن):
|
گروههای غذایی |
واحد |
مقدار |
|
کربوهیدرات |
10واحد(4ماحد برنج_6واحد نان) |
300 گرم برنج پخته = تقریبا 142 گرم خام 180 گرم نان |
|
سبزی |
6واحد |
6 لیوان سبزی خام یا 3 لیوان پخته |
|
میوه |
6واحد |
1080 گرم هلو یا 720 گرم سیب یا780 گرم موز یا 540 گرم انگور و .... و یا مخلوطی از میوههای مختلف |
|
لبنیات |
3واحد |
750 میلی لیتر |
|
پروتئین |
6واحد |
180 گرم گوشت قرمز یا سفید یا ماهی(تخم مرغ و پنیر در همین گروه قرار میگیرد. در صورت مصرف باید جایگزین شود) |
|
چربی |
6واحد |
30 گرم روغن مایع یا کره یا مایونز = 90 گرم مایونز کم چرب یا روغن سالاد ( آجیل و زیتون و موارد مشابه در این گروه قرار میگیرد) |
2700 کیلو کالری(نياز روزانه براي يك مرد):
|
گروههای غذایی: |
واحد: |
مقدار: |
|
کربوهیدرات |
13 واحد(6 واحد برنج و 7 واحد نان) |
450 گرم برنج پخته =تقریبا 213 گرم برنج خام ، 210 گرم نان |
|
سبزی |
7 واحد |
7 لیوان سبزی خام = 5/3 لیوان سبزی پخته |
|
میوه |
6 واحد |
1080 گرم هلو یا 660 گرم زرد آلو540 گرم گیلاس یا 1980 گرم طالبی و ..... و یا مخلوطی از میوههای مختلف |
|
لبنیات |
4 واحد |
1 لیتر |
|
پروتئین |
7 واحد |
210 گرم گوشت قرمز ، سفید یا ماهی |
|
چربی |
8 واحد |
40 گرم روغن یا کره یا مایونز =120 گرم مایونز کم چرب یا روغن سالاد |
دیروز یه نامه از طرف دبیر خانه شورای به اصطلاح هماهنگی سازمانهای بیمه گر استان قزوین به دستم رسید.از قرار معلوم توصیه یه بنده خدا مثمر ثمر واقع شده و قراره بنده برای توضیحاتی برم تو جلسه یکشنبه این شورا.
باید صبر کرد و منتظر نتیجه شد.شاید هم مشکل ما با گذشتن این همه مدت که نزدیک ۱۸ ماه حل بشه.همه این ماجراها از زمانی شروع شد که من خواستم باتخفیف مریض ببینم.آخه میدونید دولت وحکومت مسضعفینه دیگه!!
میگن شما با این کارت به سازمانای بیمه گر زیان وارد می کنید.باید به این اقایون گفت پس برید مردمو بکشید تا مریض نشن و با مریض شدنشون روی دست شما خرج بزارن.
اینا اصلا فلسفه بیمه رو فراموش کردن و یا این که خودشونو به نادانی زدن.
تعریف چاقی بر اساس ایندکس جرمی بدن:
فرمول محاسبه ی ایندکس جرمی بدن Body Mass Index BMI
وزن (کيلو گرم) / قد *2 (متر)
وزن (بر حسب کيلوگرم) تقسيم بر مربع قد (بر حسب متر)
18.5 > : لاغر
18.5 – 24.9 : وزن مطلوب
25- 29.9 : اظافه وزن
30 – 34.9 : چاق
35- 39.9 : چاق مرگبار
غذاهاي دارای کالری منفی چه غذاهایی هستند؟
نخست به تعریف واژه کالری می پردازیم:
کالری واحد استاندارد اندازه گيری مقدار انرژی موجود در مواد غذايی می باشد.
تمامی انواع غذا ها حاوی مقاديری کالری می باشند. در حقیقت هيچ گونه ماده ی غذايی به جز آب وجود نداشته که کاملا عاری از هرگونه کالری باشد.
واژه ی غذا های دارای کالری منفی در حقيقت به غذا هايی اطلاق می گردد که بدن برای هضم و جذب و نیز استفاده از آنها، به صرف مقادير بالاتری از انرژی در مقايسه با محتوای انرژی موجود در اين غذا ها، نيازمند می باشند. که اين در نهايت موجب سوختن مقداری انرژی توسط بدن می گردد.
بدن برای هضم و جذب غذا ها و نيز استفاده از ويتامين ها، مواد معدنی و نيز ديگر فاکتور های تغذيه ای موجود در مواد غذايی، به صرف انرژی نياز مند می باشد. هر چه بدن راحت تر قادر به تجزيه، و نيز استفاده از مواد مغذی موجود در يک ماده ی غذايی باشد، سلول های بدن، به منظور هضم و جذب آن ماده ی غذايی، نيازمند به صرف مقدار انرژی کمتری خواهند بود. و برعکس، هرچه استخراج ترکیبات مغذی موجود در يک ماده ی غذايی مشکل تر باشد، سلولهای بدن برای هضم و جذب و نيز استفاده از ترکيبات موجود در آن ماده ی غذايی، نيازمند به صرف مقدار انرژی بیشتری خواهند بود.
غذاهای دارای کالری منفی
اينها در واقع غذاهايی هستند که مقدار انرژی مورد نياز برای هضم و نيز جذب آنها توسط بدن انسان، به مراتب بالاتر از مقدار انرژی موجود در این غذاها می باشد. در حقيقت، استفاده از کالری های موجود در اين دسته از غذاها برای بدن انسان دشوار بوده، و بنا بر اين بدن به منظور هضم و جذب اين دسته از مواد غذايی نيازمند صرف مقادير زيادی از انرژی می باشد.
در نتيجه:
بدن برای هضم و جذب غذاهای دارای کالری منفی نيازمند به صرف مقادير بيشتری انرژی در مقايسه با محتوای انرژتيکی موجود در اين غذا ها می باشد، که اين به نوبه ی خود منجر به افزايش انرژی مصرفی بدن و در نتيجه منجر به کمک به کاهش وزن می گردد. به همین دلیل، غذاهای کالری منفی به غذا های چربی سوز نيز معروف می باشند.
به عنوان مثال:
يک قاچ کيک دارای حدودا 500 کالری می باشد، و سلول های بدن نيز به منظور هضم و جذب اين قاچ کيک نياز مند به صرف حدودا 200 کالری می باشند. در نهايت، پس از پايان تمامی پروسه های متابوليکی توسط بدن، و هضم و جذب غذا توسط دستگاه گوارشی، مقدار 300 کالری اظافی در نتيجه ی مصرف اين قاچ کيک باقی خواهد ماند. اين کالری ها نيز به نوبه ی خود به تجمع چربی در بدن، و نيز به افزايش وزن کمک کرده، و در نهايت منجر به ایجاد مشکل اضافه وزن می گردند.
حال آنکه، اگر غذاي مصرفی دارای 100 کالری بوده و بدن نیز برای هضم و جذب آن به صرف 150 کالری نيازمند باشد، در واقع به مانند اين است که با خوردن اين غذا بدن نه تنها کالری ای مصرف ننموده بلکه 50 کالری نيز سوزانده است.
به عنوان مثال بدن برای هضم و جذب يک ظرف 100 گرمی کلم بروکلی نيازمند به صرف حدودا 100 کالری می باشد، حال آنکه اين مقدار کلم دارای فقط چيزی در حدود 25 کالری می باشد.
پس بنابر اين هرچه مقدار بيشتری از اين کلم را مصرف نماييم، بدن نیز برای متابوليسم و هضم و جذب آن مقدار بيشتری کالری خواهد سوزاند.
غذا های مختلف حاوی مقادير متفاوتی از کالری، کربوهيدراتها، چربی ها، پروتيين، مواد معدنی، ويتامين ها و دیگر ترکیبات می باشند.
بدن انسان برای هضم و جذب مواد غذايی مختلف، و نیز به منظور انجام واکنش های مختلف متابوليکی، نيازمند به انواع گوناگونی از آنزيم ها می باشد.
غذا های کالری منفی در حقيقت حاوی انواع ويتامين ها، مواد معدنی، و نيز ديگر مواد مورد نياز بدن می باشند. که این ويتامين ها و مواد معدنی برای تولید، و نيز فعاليت بسياری از آنزيمهای بدن مورد نياز می باشند. بدين ترتيب نیز، غذا های کالری منفی، به واسطه ی نقش خود در فراهم آوردن ويتامين ها و مواد معدنی مورد نياز بدن، به بدن در تجزيه و نیز متابوليسم مواد غذايی مصرفی کمک می نمايند.
در واقع مقدار ويتامين ها و مواد معدنی موجود در اين دسته از گياهان در حدی است که نه تنها به بدن در تجزيه و سوخت کالری های موجود در اين غذاها کمک می کند، بلکه به بدن در سوخت کالری های موجود در ديگر انواع غذاهای مصرف شده نيز کمک می نمايد. همچنين اين دسته از گياهان حاوی مقادير بالايی از فيبر (سلولز) و نيز آب می باشند. بديهی است که آب دارای هيچگونه کالری نمی باشد و سلولز نيز قابل جذب توسط بدن نبوده و به تجمع چربی و افزايش وزن نخواهد انجاميد. به علاوه، محتوای سلولزی اين گياهان به عملکرد دستگاه گوارشی کمک نموده و دفع مواد زايد توسط روده ها را افزايش خواهد داد که اين امر نيز به نوبه ی خود به کاهش وزن کمک چشمگيری می نمايد.
فهرستی از غذا های دارای کالری منفی
سبزيجات:
کدو، کلم، اسفناج، شلغم، کلم برگ، کرفس، فلفل قرمز، خيار، سير، مارچوبه، کلم بروکلی، کلم گل، لوبيا سبز، پياز، گوجه فرنگی، پيازچه، تره فرنگی.
ميوه ها:
سيب، گريپ فروت، ليمو، پرتقال، توت فرنگی، نارنگی، آناناس، مانگو، آلو.
غذا های کالری منفی تماما از ميوه ها و نیز سبزيجات بوده، و همان طور که قبلا نيز ذکر شد اين غذاها حاوی مقادير بالايی از سلولز و آب می باشند. آب دارای هيچ گونه کالری ای نمی باشد. به علاوه، سلولز نيز به علت فقدان آنزيم سلولاز در بدن انسان، قابل جذب توسط بدن نبوده و بنابر اين بدن قادر به متابوليسم سلولز و نيز استفاده از کالری های موجود در اين ماده ی غذا يی نمی باشد. حيواناتی از قبيل گاو، و گوسفندان قسمت عمده ی کالری های مورد نياز بدن خود را از مصرف سلولز، که در گياهان و علف موجود می باشد به دست مي آورند.
تریبون آزاد دانشجویان دانشکده داروسازی شیراز در واکنش به مشکلات صنفی داروسازی
دانشجویان دانشکده داروسازی شیراز در اعتراض به اقدامات اخیر دیوان عدالت اداری مبنی بر صدور رای جهت اعطای مجوز داروخانه به افراد غیر داروساز و برخی اقدامات وزارت بهداشت،با تعطیل کردن کلاس های درس در محل سالن دکتر مشفق دانشکده خود تریبون آزاد برگزار کردند.
به گزارش ایسنا، دانشجویان با محکوم نمودن آرای صادر شده توسط دیوان عدالت اداری آنها را ناعادلانه،غیر کارشناسی و به زیان سلامت جامعه دانستند.و اجرایی شدن آنها را موجب به خطر افتادن آینده شغلی و ایجاد بی انگیزگی و یأس در دانشجویان برشمردند و خواستار لغو هر چه سریعتر احکام صادره شدند.
بنا بر این گزارش دانشجویان ابهام موجود در قانون مصوب سال ۱۳۳۴ را دستاویزی برای صدور چنین احکامی دانسته و خواستار اصلاح هر چه سریعتر این قانون در مجلس شورای اسلامی شدند تا تأسیس داروخانه تنها توسط افراد دارای صلاحیت علمی و تخصصی لازم صورت گیرد،هر چند به عقیده این دانشجویان قانون مذکور تأسیس داروخانه را در صلاحیت افراد غیر داروساز ندانسته و ابهام موجود در آن باعث سوءاستفاده برخی افراد شده است.
دانشجویان همچنین نسبت به تأسیس آموزشکده داروسازی در دهلران و نیز تصمیم وزارت بهداشت مبنی بر ایجاد مقطع لیسانس در کنار دکترا به مسئولین مربوطه نسبت به اتخاذ به چنین تصمیماتی هشدار دادند.
در ادامه دانشجویان با اشاره به نبود زمینه های شغلی کافی در کشور، افزایش پذیرش دانشجوی داروسازی و تأسیس دانشکده های جدید را اقدامی اشتباه و ناشی از بی تدبیری دانستند و خواستار توقف این روند شدند.
همچنین دکتر دهقان زاده نائب دبیر انجمن داروسازان فارس با حضور در جمع دانشجویان به بیان دیدگاه های تشکل متبوع خود پرداخت.
وی با اشاره به نقش پر اهمیت دانشجویان داروسازی در حل معضلات دامن گیر جامعه داروسازان،واگذاری داروخانه به افراد غیر داروساز را اقدامی ناصواب دانست.
وی نگرش ناصحیح موجود در جامعه به داروساز و داروخانه را با مشکلات موجود مرتبط دانست و اخذ مالیات بسیار زیاد از داروسازان نسبت به پزشکان را موید این امر دانست.
دکتر دهقان زاده موروثی شدن داروخانه ها را اشتباه و عامل بیکار شدن هر چه بیشتر فارغ التحصیلان داروسازی دانست.
وی در پایان ابراز داشت انجمن داروسازان هر کوششی که برای احقاق حقوق صنفی دانشجویان داروسازی و داروسازان، بتواند، فروگذار نخواهد کرد.
در این جلسه همچنین نامه انجمن داروسازان خطاب به دیوان عدالت اداری که به امضای بیش از ۵۵۰ نفر از داروسازان شاغل در استان فارس رسیده است، قرائت شد.
در این نامه آمده است:
اگر وضعیت آینده فرزندان این جامعه که در پی کسب علم و تخصص لازم هستند برایمان مهم است،اگر به راستی سرنوشت بهداشت و سلامت مردم دغدغه ماست و اگر در یک کلام ارتقاء کیفیت درمان و داروی جامعه قصد و نیت اصلی است، قطعا و حتما می بایست نگران سپردن کار به دست غیر اهل باشیم چون گفته اند و می دانیم که نظام اد اره هر امری با قرار دادن افراد ناصالح و غیر متخصص در رأس آن کار از هم می پاشد و واگذاری داروخانه به غیر داروساز،مثالی عینی است که جز این نتیجه ای را در پی نخواهد داشت.
در ادامه دانشجویان معترض خواستار حضور دکتر نیک نهاد،ریاست دانشکده در جمع خود شدند.
دکتر نیک نهاد در جمع دانشجویان حاضر شد و به سوآلات دانشجویان پاسخ گفت. وی با ابراز خرسندی از پیگیر بودن دانشجویان در مورد مشکلات صنفی و علمی داروسازی گفت: تأسیس داروخانه توسط افراد غیر داروساز تنها یک بحث صنفی نیست بلکه بحث امنیت سلامت جامعه نیز مطرح است و با تأسیس داروخانه توسط غیر داروسازان سلامت جامعه به مخاطره خواهد افتاد، وی خواسته های دانشجویان را صنفی دانست و افزود: موسس داروخانه باید دکتر داروساز باشد در غیر این صورت اجیر خواهد شد.
دکتر نیک نهاد در پاسخ به سوال دانشجویان مبنی بر ایجاد مقطع لیسانس در کنار دکترا گفت:این اقدامی اشتباه است،حتی کشورهایی که مقطع لیسانس داشته اند در حال جایگزین کردن آن با مقطع دکترا می باشند.
وی همچنین مخالفت خود را با تأسیس آموزشکده داروسازی اعلام داشت.
در پایان این برنامه دانشجویان عنوان کردند پیگیری های خود را تا حصول نتیجه مطلوب ادامه خواهند داد.
دانشجویان پلاکاردهایی با مضامین ذیل در دست داشتند:
«دیوان عدالت،بی عدالتی تا کی؟!» ، « بنویسیم و بخوانیم علم بهتر از ثروت است اما بهتر آن است که بدانیم ثروت برتر از علم است!» ، « شایسته سالاری:اعطای مجوز تاسیس داروخانه به غیر داروسازان!» ، «ما دانشجویان داروسازی تا احقاق کامل حقوق از دست رفته مان ایستاده ایم» ، «ما دانشجویان داروسازی ایجاد هر گونه مقطعی را در کنار یا به جای دکترا به شدت محکوم می کنیم»
اعتراض هزاران تن از دانشجویان پزشکی دانشگاههای کشور
اعتراض چهار هزار دانشجوی پزشکی نسبت به سهمیه مدیران در آزمون دستیاری
کسانی که سابقه مدیریتی دارند هیچ توجیهی وجود ندارد که از لحاظ علمی نیز صلاحیت ورود به دوره تخصص را داشته باشند .
آفتاب: بیش از چهار هزار تن از دانشجویان رشته پزشکی دانشگاههای سراسر کشور طی نامهای سرگشاده خطاب به ریاست مجلس شورای اسلامی نسبت به اعمال سهمیه مدیران برای آزمون دستیاری پزشکی، اعتراض کردند.
در این نامه که به امضای بیش از چهارهزار تن از دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی شیراز، تهران، تبریز، زاهدان، کرمانشاه، بندرعباس، مشهد، زنجان و یزد رسیده است با اشاره به اعمال سهمیه مدیران در آزمون دستیاری پزشکی توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، آنرا اقدامی خودسرانه از سوی این وزارتخانه اعلام کردهاند.
در این نامه دانشجویان از طرح دیگر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برای گزینش دانشجویان پزشکی از بین فارغالتحصیلان کارشناسی سایر رشتهها سخن به میان آمده و از آن به عنوان اقدامی ناصحیح یادشده است.
در ابتدای نامه خطاب به ریاست مجلس شورای اسلامی بدون نام بردن از آقای حداد عادل چنین آمده است: « احتراماً چندی است وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تغییراتی را در آموزش پزشکی اعمال کرده است که ما دانشجویان پزشکی به عنوان گروهی که این سیاست های جدید در موردشان اعمال میگردد، معتقدیم در آینده ای نه چندان دور باعث پسرفت آموزش پزشکی و به تبع آن آسیب شدید در بهداشت و درمان جامعه خواهد شد.
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در امتحان دستیاری سال قبل اقدام به ایجاد سهمیه جدید به نام «سهمیه مدیران» کرده است و بر مبنای آن یکصد و سی نفر دستیار را به دوره تخصص پزشکی راه داده است. این دستیاران از بین کسانی انتخاب شده اند که حداقل سابقه پنج سال مدیریت بهداشت و درمان را در مناطق محروم بر عهده داشتهاند. در این اقدام غیرقانونی و توجیه ناپذیر چند نکته مستتر است. اولاً تاکنون نوع و شرایط سهمیهها را در آزمونهای ورودی، مجلس تعیین میکرده است. اما این بار وزارت بهداشت خودسرانه اقدام به ایجاد سهمیه مذکور نموده است. ثانیاً کسانی که سابقه مدیریتی دارند هیچ توجیهی وجود ندارد که از لحاظ علمی نیز صلاحیت ورود به دوره تخصص را داشته باشند و ثالثاً همانگونه که مستحضرید کمبود نیروی متخصص پزشکی در مناطق محروم به علت کمبود متخصص نیست، بلکه ناشی از توزیع نامناسب میباشد. و مورد چهارم اینکه هم اکنون در بسیاری از رشته های تخصصی پزشکی، نیروی متخصص نیاز جامعه به حد اشباع رسیده است و اگر اینگونه سیاست ها در افزایش پذیرش ادامه یابد، سرنوشت شغل متخصصان رشته پزشکی نیز به سرنوشت شوم پزشکان عمومی که آن نیز نتیجه سیاستهای نادرست پیشینیان وزارت بهداشت بود، دچار می شود».
در قسمت دیگری از این نامه آمده است:
«متأسفانه وزارت بهداشت به این هم بسنده نکرده است و در طرحی دیگر قصد دارد دانشجوی پزشکی را از مقاطع لیسانس پذیرش نماید و هدف از آن را انتخاب رشته پزشکی بر اساس شناخت عنوان کرده است. در صورتی که تحصیل در یک رشته کارشناسی به هیچ وجه نمی تواند شناختی را نسبت به رشته پزشکی ایجاد نماید که عواقبی چون سردرگمی دانشجویان، افزایش فارغ التحصیلان بیکار را در پی دارد».
در پایان این نامه خطاب به ریاست مجلس شورای اسلامی آمده است:
«موارد ذکر شده در بالا بخشی از انبوه نگرانیهای ما در مورد آینده رشته پزشکی و سلامت جامعه است که تاکنون اعتراضات و نگرانیهای خود را به اشکال مختلف به سمع برنامهریزان بهداشت و درمان این مملکت رسانده ایم ولی متأسفانه نه تنها جوابی نشنیدهایم بلکه هر روز شاهد آنیم که بر دامنه برنامه های نادرست در حوزه آموزش پزشکی افزوده میشود. لذا از حضرتعالی و سایر نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواستاریم با توجه به جایگاه قانونی خود، نسبت به رسیدگی به دغدغه های ما دانشجویان پزشکی اقدامات لازم مبذول فرمایید».
لازم به ذکر است تعداد افراد امضاکننده این نامه رو به افزایش میباشد و دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی سایر نقاط کشور نیز دانشجویان مذکور را همراهی میکنند.
اگه اولین پست وبلاگ رو خونده باشید در جریان چالش من با سازمانهای بیمه گر قزوین قرار گرفته اید.باری به دنبال این کش و قوسها و اومدن و رفتنها و نامه نگاریهای زیاد به سازمانهای با ربط و بی ربط مثل نظام پزشکی و استانداری و فرمانداری و دانشگاه علوم پزشکی،بلاخره مجبور شدم به دادسرا مراجعه کنم و شکایت کنم.مدیر کل بیمه خدمات درمانی هم شکایت متقابلی مبنی بر توهین و تهدید بنده نثبت به خودش از من کرد.البته همانطور که پیش بینی میشد،شکایت من کماکان زمین مونده و خاک میخوره و شکایت اقا به صدور حکم بر علیه من منجر شد.البته من حکم رو نمیگم چون قراره درخواست تجدید نظر بدم.اگه بدونید برای من چه مجازاتی تعیین کردن مغزتون سوت میکشه و تعجب میکنید که تو این مملکت مگه حق خواهی مجازات هم داره.من هم قبلا همبنطور فکر میکردم ولی با یان تجربه فهمیدم بله بستگی داره از کی حقتو بخوای؟اگه اون ادم کلفت باشه خیلی خطرناکه حسن!!.
میدونید که ترس نشانه عقله!ولی خوب ما هم که عقل درست و حسابی نداریم از این چیزا بترسم.
سوژه خوبی پیدا شده برای نوشتن تو وبلاگ.منتظر قسمتهای بعدی داستان باشید.
امروز یه اتفاق دیگم افتاد و اون اینکه صبح زود یکی از همسایگان مطب من سراسیمه زنگ زد که آقای دکتر چی نشستی که دزد به مطب تو و دفتر کار همسایه های آپارتمان زده.من هم زود صبحونه خوردم و از بقیه روزا زودتر اومدم مطب.طفلکی دزدا به طمع پول وپله زده بودن به کاهدون.شیشه شکسته بودن و در و حفاظ تخریب کرده بودن.از مطب من ۵۶۰۰۰ تومن پول که تو کشو بود برده بوده از همسایه هم نزدیک ۴۰۰۰۰ تومن بقیه واحدا رو هم کمی تا قسمتی ریخته بودن به هم.یه ماه پیش هم همه موتورای کولرهای بالا پشت بوم رو دزدیده بودن.خوب چیکار کنن؟بیکاری و فقر و اعتیاد و خواب و غفلت مردم و مسئولین از همشهریاشون عاقبتش همینه.افسر پلیس از خونسری بیش از اندازه من تعجب میکرد.گفتم تو این مسئله ما مقصریم.وقتی برامون مهم نباشه که دیگران چه جوری زندگیشونو میگذرونن و از کجا درآمد دارن وقتی مدتهاست بیکارن و اعتیاد دارن؟آخرش همینه دیگه.باید بیشتر به داد هم برسیم.ما همه عضو یه قبیله هستیم و سرنوشت تک تک اعضا قبیله روی بقیه هم تاثیر داره و بدجوری تاثیر داره.یه نمونشو من امروز دیدم.اگه به من دزد رو نشون بدن من مطمئنا ازش شکایت نمی کنم.به احتمال زیاد سعی میکنم بهش کمک کنم البته تا جایی که بتونم.این وظیفه دولته که به نمایندگی از مردم به فکر تک تک افراد جامعه باشه تا مجبور نباشن برای سیر کردن شکمشون و یا تامین پول مواد مخدرشون نصف شب به خونه ها و اماکن حمله کنن و تو این حمله خودشونو زخمی هم بکنن.اخه قطرات خون رو تمام پله ها بود.معلوم بود در حین شکستن شیشه ها دستاشون زخمی شده.جالب بود که اینا هیچ وسیله و مدرکی حتا چکهای امضا شده همسایمونو که از مال و منال بی حسابی برخورداره رو نبرده بودن.حتا دوربین هندی کم من که در مطب بوده رو هم نبرده بودن.فقط پول نقد برده بودن.
شاهرودی در کنگره پزشکی: شفادهنده اصلی خداست
رئيس قوه قضائيه بر احياي استفاده از جهان بيني اسلام در بحث درمان تاکيد کرد و گفت: بايد اين موضوع در اخلاق پزشکي توجه جدي شود.
آيت الله هاشمي شاهرودي امروز در مراسم گشايش دومين کنگره بين المللي اخلاق پزشکي، کيفيت نگاه به مساله درمان و امور مربوط به آن را در اخلاق پزشکي بسيار مهم خواند و افزود: بايد ببينيم اسلام به مساله درمان و شفا يافتن انسان چگونه نگاه مي کند.
وي با بيان اين که اسلام نگاه جهان بيني خاصي را در بحث درمان داده است گفت : شفادهنده اصلي خداست و پزشک و دارو به عنوان وسيله و ابزار مطرح است .
آيت الله هاشمي شاهرودي تصريح کرد : استفاده از امور معنوي در درمان از جمله دعا ، ذکرهاي خاص و آيات قرآن بسيار مهم و موثر است.
رئيس قوه قضائيه با بيان اينکه امروز در برخي از کشورها بحث درمان با قرآن مطرح است گفت: استفاده از مسائل معنوي در درمان بايد به صورت فرهنگ شود.
اصل ۲۹- برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، ازکارافتادگی، بیسرپرستی، درراهماندگی، حوادث و سوانح، نیاز به خدمات بهداشتیدرمانی و مراقبتهای پزشکی به صورت بیمه و غیره، حقی است همگانی. دولت موظف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایتهای مالی فوق را برای یک یک افراد کشور تأمین کند.
مترجم: پويا صميمي
اعتصاب كارِ خوب، انجام وظيفه شغلي در جهت كمك به مشتريان و نه كارفرمايان است و ميتواند به شكل توزيع كالا يا خدمات بدون درخواست هزينه و همچنين به شكلهاي ديگري انجام پذيرد.
كارگراني با خواستههايي كه كارفرمايان علاقهاي به رسيدگي به آنها را ندارند، به جاي اعتصابات مرسوم، ميتوانند به طور جمعي تصميم بگيرند اعتصابِ كارِ خوب كنند. 
يكي از بزرگترين مشكلات كارگران صنعتي بخش خدمات اين است كه خيلي از اشكالِ عمل مستقيم[۳]، مانند كم كردن سرعت كار، در نهايت بيشتر از اينكه به كارفرمايان آسيب برساند، مشتريان (كه اغلب ديگر كارگرانند) را متضرر ميكند. يك راه حل اين مشكل اين است كه خدمات بهتر يا ارزانتري ارائه كرد –البته به هزينه كارفرما.
كارگران بيمارستان مِرسي[۴] در فرانسه كه نگران اين بودند در صورت اعتصاب، بيماران بيمراقبت و درمان بمانند، به جاي دست كشيدن از كار، از فايل كردن برگههاي صورتحساب داروها، آزمايشات، درمانهاي جسماني و رواني خودداري كردند. نتيجه اين شد كه بيماران به رايگان مراقبت و درمان بهتري دريافت كردند (به خاطر زماني كه در عوض انجام كارهاي دفتري صرف مراقبت از آنها ميشد). درآمد بيمارستان به نصف كاهش يافت و پس از سه روز مديرانِ وحشتزده تمام خواستههاي كارگران را پذيرفتند.
در سال 1968و در ليسبونِ پرتقال، كارگران اتوبوس و قطار در اعتراض به رد خواسته افزايش حقوقشان به مسافران خدمات رايگان ارائه كردند. بليط جمعكنها و رانندگان به روال عادي سر كار ميرفتند اما بليط جمعكنها خورجين پولشان را برنميداشتند. لازم نيست گفته شود اين اعتصابيوني كه كرايه نميگرفتند، به شدت از حمايت مردم برخوردار شدند. سال 1990، كارگران تراموا در استراليا اعتصاب مشابهي داشتند.
در نيويوركِ آمريكا، كارگران رستورانهاي عضو اتحاديه كارگاران صنعتي جهان –آي دبليو دبليو[۵]، بعد از آنكه در اعتصابي شكست خوردند، با توجه به راهنمايي سازماندهندگان آيدبليودبليو به برخي از خواستههايشان رسيدند؛ راهنمايي چنين بود: "بشقابها را پر كنيد، دو پرس غذا در آنها بريزيد و صورتحسابها را تا جاي ممكن پايين بياوريد."[۶]
تعطیلی بیمارستان جرجانی به دلیل اعتصاب پرسنل
این اعتصاب یکپارچه به دلیل تعویق طولانی مدت حقوق پرسنل بیمارستان صورت گرفته است.
بیمارستان 35 ساله «جرجانی» به دلیل اعتصاب تمام پرستاران و پرسنل آن روز شنبه تعطیل شد. اعتصاب روز شنبه، سومین اعتصاب یکپارچه پرسنل این بیمارستان در سال جاری محسوب میشود.
به گزارش شهابنیوز، این اعتصاب یکپارچه به دلیل تعویق طولانی مدت حقوق پرسنل بیمارستان صورت گرفته بود. گفته میشود که پرسنل این بیمارستان به طور متوسط حقوق 7 ماه خود را دریافت نکردهاند.
اختلاف بین اعضای هیئت مدیره و سهامداران بیمارستان، یکی از دلایل اصلی عقب افتادن پرداخت حقوق پرسنل ذکر شده است.
دستشون رو سر همه پزشکا و پرستارای بیمارستانای خصوصی و دولتی
همه باید همین راه رو برن.البته در زمانی که همه راهها بسته باشه.کارکنان همه بیمارستانا باید حق داشته باشن کانون صنفی و سندیکای خودشونو داشته باشن.
حالا من میخواهم به و عده ام که جمع کردن تومار جامه عمل بپوشانم.
چند تا موضوع مهمه.
۱-چرا دارندگان سیمکارت دائمی علی رغم پرداخت پول بیشتر از امکانات سیمکارت اعتباری بی بهره هستند؟
۲-چرا تعرفه مکالمات به صورت دقیقه ای محاسبه می شود؟حتا خرابی ارتباط که باعث قطع ارتباط زیر یک دقیقه می شود هزینه یک دقیقه را به مشتری تحمیل می کند.باید تعرفه شرکت مخابرات مانند ایرانسل ثانیه ای محاسبه شود.
۳-چرا تعرفه پیام کوتاه علی رغم استفاده اندک از ترافیک خطوط به گونه غیر متناسب زیاد است؟اصلا چرا رایگان نباشد؟
اینها مطالبی است که به ذهن من رسیده است.اگر نکات دیگری دارید حتما بنویسید.منتظر هستم
خبرنامه امیرکبیر: هفته گذشته حکم یک سال حبس دکتر حسام فیروزی، پزشک معالج احمد باطبی، توسط دادگاه تجدیدنظر عینا مورد تایید قرار گرفت و برای اجرا به دایره اجرای احکام ارسال شد و مطابق آن دکتر فیروزی طی روزهای آینده باید خود را برای اجرای حکم معرفی نماید.
دادگاه انقلاب حسام فیروزی را متهم به مخفی کردن احمد باطبی کرده است. علاوه بر این دادگاه انقلاب مدعی شده است دکتر فیروزی با درج نامه های سرگشاده خود در زمان بازداشت احمد باطبی و عود کردن بیماری هایش در رسانه ها، مرتکب «تبلیغ علیه نظام» شده است.
دادگاه انقلاب در خصوص ارائه گزارش وضعیت پزشکی احمد باطبی به رسانه ها، دکتر فیروزی را به یک سال حبس محکوم نموده که ۶ ماه از این یک سال تعزیری و قابل اجراست و ۶ ماه از آن به مدت ۵ سال به حالت تعلیق درآمده است. دادگاه انقلاب همچنین در خصوص اتهام اختفاء احمد باطبی و نگهداری تجهیزات ماهواره ای و استفاده از آن، موضوع را در صلاحیت دادگاه عمومی دانسته و با صدور قرار عدم صلاحیت، پرونده وی را جهت رسیدگی به دادگاه عمومی تهران ارسال نموده است.
خبرنامه امیرکبیر در همین خصوص مصاحبه ای با دکتر حسام فیروزی انجام داده است. این مصاحبه به شرح زیر است:
خبرنامه امیرکبیر: آقای دکتر، لطفا در ابتدا به صورت مختصر خودتان را معرفی کنید.
حسام فیروزی: محمدحسن (حسام) فیروزی متولد ۱۳۵۱ شهرستان فسا و ورودی سال ۱۳۷۲ رشته پزشکی دانشگاه شیراز.
امیرکبیر: چه موقع و از چه طریق با احمد باطبی آشنا شدید؟
فیروزی: آشنایی من با آقای باطبی حدود ۳ سال پیش بود. وقتی متوجه شدم آقای باطبی از بیماری های زیادی رنج می برند آمادگی خودم را جهت درمان به ایشان پیشنهاد دادم و ایشان نیز پذیرفتند.
امیرکبیر: در زمینه حقوق بشر چه فعالیت هایی دارید؟
فیروزی: در زمینه فعالیت های حقوق بشر باید بگویم جدی ترین کار من از دانشگاه شروع شد. در همان دوران دانشجویی که همکاری های زیادی با انجمن اسلامی دانشکده داشتم. زلزله بم یکی از آن ها بود که حدود یک ماه من تمام فعالیت های خودم را به کمک زلزله زدگان اختصاص دادم. در سال ۸۴ پس از اعتصاب غذای آقای اکبر گنجی به پیشنهاد سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت) و دفتر تحکیم فراخوانی برای کمک جامعه پزشکی به اکبر گنجی دادم و از جامعه پزشکی خواستم برای نجات جان او اقدام کنند. همچنین در دوران اعتصاب غذای آقای گنجی و بستری بودن ایشان در بیمارستان میلاد گزارشات پزشکی وضعیت ایشان را به اطلاع عموم می رساندم.
امیرکبیر: آقای دکتر فیروزی، مطلع شدیم که حکم حبس شما توسط دادگاه تجدید نظر تایید شده است، اگر امکان دارد به ما بگویید متن این حکم چیست و چه موقع به شما ابلاغ شد؟
فیروزی: به اتهام پناه دادن آقای باطبی که در آن زمان در کلینیک من بستری و در حال گذراندن دوران درمان خود بودند من را متهم کردند. همچنین به دلیل تحریر و انتشار گزارشات سرگشاده به مسئولین و مصاحبه با رسانه ها و سایت های اینترنتی، اتهام دیگر مرا تشویش اذهان عمومی به قصد تبلیغ علیه نظام و همچنین بدبینی به حاکمیت ذکر کرده اند و آن را منطبق با ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی دانسته اند.
امیرکبیر: آیا امکان اعتراض به این حکم وجود دارد؟
فیروزی: وکیل محترم، جناب آقای خلیل بهرامیان، نسبت به حکم اولیه ا عتراض کردند و پرونده به شعبه ۲۱ دادگاه تجدید نظر رفت و هفته گذشته به همسرم شفاهی ابلاغ شد که حکم اولیه عینا تایید شده است.
امیرکبیر: مجازاتی که برای شما در نظر گرفته اند چیست؟
فیروزی: تحمل یک سال حبس که شش ماه آن تعلیقی به مدت ۵ سال و شش ماه دیگر تعزیری است.
امیرکبیر: حکم اولیه چه موقع صادر شد و شما کی اعتراض کردید؟ در صورت امکان روند قضایی طی شده را بیان کنید.
فیروزی: در سال گذشته ۳ بار توسط وزارت اطلاعات بازداشت و مجموعا حدود ۳۰ روز بازداشت بودم. اردیبهشت ماه امسال دادگاه تشکیل شد. قاضی بسیار بد و مغرضانه با من و وکیلم برخورد کردند و نه تنها اجازه دفاع به من ندادند، حتی وکیل پرونده، آقای بهرامیان، نیز در آن جلسه بازداشت شدند. ولی خوشبختانه پس از ۲ ساعت آزاد شدند. متن حکم توسط شعبه ۶ دادگاه انقلاب در مردادماه امسال صادر شد. ۲۰ روز پس از آن به حکم اعتراض کردیم و پرونده برای تجدیدنظرخواهی به شعبه ۲۱ تجدیدنظر ارجاع شد. رسیدگی به بخشی از پرونده به دادگاه عمومی ارجاع گردیده که ماه گذشته اولین جلسه آن دادگاه هم تشکیل شد ولی به دلیل عدم حضور نماینده دادستان به اردیبهشت ماه سال آینده موکول گردید.
امیرکبیر: اگر به گذشته برگردیم آیا باز هم مسولیت پزشکی احمد باطبی را قبول می کنید؟
فیروزی: من خطایی مرتکب نشدم که اگر به گذشته برگردم آن را انجام ندهم. به وظیفه انسانی و حرفه ای خود عمل نمودم و اگر به گذشته هم برگردم باز هم وظیفه خودم را انجام خواهم داد.
امیرکبیر: برای شما به عنوان یک پزشک که در سوگند پزشکی نسبت به جان هرکس که به عنوان بیمار به شما مراجعه می کند تعهد دارید، مداوای یک مریض زندانی چه تاثیری دارد در این تعهد دارد؟
فیروزی: ببینید پزشکی حرفه ایست فارغ از جنجال های سیاسی و فارغ از اتهامات یا ایدئولوژی و نگرش افراد. صرفا وظیفه یک پزشک درمان انسانهاست. در قسم نامه پزشکی آمده است که: «از ذات مقدس احدیت استمداد می جویم تا در انجام این وظیفه حساس (حرفه پزشکی) لحظه ای کوتاهی ننمایم و در معالجه و راهنمایی بیماران آن طور که شایسته حرفه مقدس پزشکی و مقام والای انسانیت است سعی و تلاش نمایم….و از آلودن آن به اغراض ناچیز و ناپایدار مادی اجتناب نمایم». من نیز صرفا به این تعهد خود پایبند بودم.
امیرکبیر: نظر شما مسولیت پزشکی که یک دانشجو یا فعال حقوق بشری که شکنجه شده، را درمان می کند چیست؟ آیا تنها درمان مسائل پزشکی کافیست؟
فیروزی: مسئولیت من تنها با درمان تمام نمی شد. وظیفه داشتم به عنوان یک انسان وضعیت وخیم جسمی آن ها را گزارش کنم. گر چه مسئولین بر این عقیده اند که این تشویش اذهان است و جرم تلقی می گردد. بگذارید نظر خودم را در این مورد بگویم. اصولا به نظر من تشویش اذهان اصلا چیز بدی نیست. این تحمیق اذهان است که کار بدی است.
امیرکبیر: شما پزشک معالج احمد باطبی بودید. به عنوان یک پزشک او را چطور دیدید؟ فکر می کنید فعالیت های شما در مورد ایشان در حکم زندان شما چه تاثیری گذاشت؟
فیروزی: منظورتان را از چطور دیدن آقای باطبی متوجه نمی شوم. ولی اگر وضعیت جسمی ایشان را مد نظر دارید باید بگویم روزی که برای اولین بار ایشان را دیدم اصلا وضعیت خوبی نداشتند. برای یک برخاستن ساده از زمین، این جوان ۲۷ ساله چنان دردی را متحمل می شد که شاید باورتان نشود. همینطور مشکلات تنفسی و درد کلیه و مشکلات دندان و…. ولی خوشبختانه در حال حاظر وضعیت بهتری دارند و جز مشکل سنگ کلیه، مشکل خاصی ندارند. در خصوص حکم زندان خود آقای باطبی دائما اظهار تاسف می کند و خودش را سزرنش می کند ولی من به هیچ وجه چنین اعتقادی ندارم.
امیرکبیر: چرا بعدا از اینکه احمد باطبی مدتی مخفی شد و از بازگشت به زندان خودداری کرد، او را مداوا کردید؟ با توجه به تهدیداتی که برای شما داشت چرا به اینکار مبادرت کردید؟
امیرکبیر: ایشان به هیچ وجه مخفی نشده بودند و متواری هم نبودند فقط ظاهرا برای تمدید مرخصی آن هم به دلیل اینکه در حال درمان بودند مراجعه نکرده بودند. در خصوص سوال شما هم اول که فکر نمی کردم رافت اسلامی دوستان این قدر عمیق و ژرف باشد. ولی اگر پیش بینی هم می کردم باز هم وظیفه انسانی و حرفه ای خودم را انجام می دادم.
امیرکبیر: در کل شرایط را در ایران برای انجام وظیفه انسانی یک پزشک، بخصوص پزشک زندانیان، چگونه می بینید؟
فیروزی: شرایط برای پزشک زندانیان آن هم از نوع سیاسی که دارید می بینید. یک سال باید زندگی و خانواده اش را رها کند و به زندان برود.
امیرکبیر: چند سوال دیگر، در عنوان وبلاگتان نوشته اید که «خودشیفتگی معضل همه ما ایرانیان». می شود بیشتر در مورد این جمله برای ما بگویید و این که چرا این عنوان را برای وبلاگ خود انتخاب کردید.
فیروزی: بحث خودشیفتگی و رابطه آن با جامعه کنونی ما خیلی مفصل است و در یک مصاحبه نمی گنجد. ولی اجمالا خدمتتان عرض کنم که ۶۰ درصد شخصیت یک انسان در ۶ سال اول زندگی او شکل می گیرد. این دوران طلایی باید کاملا حساب شده طی شود و پدر و مادر باید دانش کافی در خصوص نحوه برخورد با کودک و همچنین پرورش او داشته باشند. متاسفانه در سرزمین ما اکثر پدر و مادرها اطلاعی از نحوه پرورش اصولی و علمی کودک ندارند و کودکان بر اساس آزمون و خطا پرورش می یابند. همین طور به واسطه این که یک انسان در دو بعد جسم و روان باید رشد کند. ولی بعد روان او به دلیل عدم دانش کافی پدر و مادر رشد کافی نکرده و رشد روان او در همان دوران کودکی متوقف می شود. این توقف رشد روانی باعث می شود انسانی شود با سن فیزیو لوژیک ۱۰، ۲۰، ۳۰، ۴۰ ساله یا بالاتر ولی با روانی ۲، ۳، و یا ۴ ساله. حال خودتان قضاوت کنید ببینید چه وضعی پیش خواهد آمد. در چنین جوامعی همه انسان ها فقط و فقط به فکر منافع خودشان هستند و منافع جمع در ذهن آنها تعریف نشده است. این حالت تنها یکی از مصادیق خودشیفتگی است و البته مشخصه های دیگری هم دارد که در جامعه ما به وفور دیده می شود که در اینجا جای آن نیست البته در وبلاگم تمام اینها را به طور کامل شرح داده ام. به اعتقاد من انسانهای ناسالم (به لحاظ روان)، جوامع ناسالمی دارند و جوامع ناسالم حکومت های دیکتاتوری و مریض تولید می کنند.
امیرکبیر: نوشته اید که «به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم». آیا بعد از حکم دادگاه و این که مجبور باشید به زندان بروید هنوز به این جمله اعتقاد دارید؟
فیروزی: به نکته خوبی اشاره کردید. این شعر از نوجوانی سرلوحه زندگی من بوده و من با تمام وجود به آن معتقدم و فکر نمی کنم با یک حکم زندان آن را کنار بگذارم. به درستی اگر بر این عقیده بودیم که باید به قدر وسع بکوشیم مطمئنا وضعیت امروز را نداشتیم.
امیرکبیر: آخرین مطلب شما در وبلاگتون خطاب به «آیت الله شاهرودی»، رئیس قوه قضاییه، است. به نظر شما این گونه نامه ها خطاب به مسولین قوه قضاییه تا چه حد موثر خواهد بود؟
فیروزی: آخرین مطلب در وبلاگم گزارش وضعیت پزشکی آقای منصور اسالو است و من این را خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشتم. این گزارش توسظ خانواده ایشان به دفتر آقای شاهرودی داده شد. وظیفه من رساندن گزارشات پزشکی این عزیزان به مسئولین مربوطه است و همان طور که گفتم بهتر از نشستن باطل. امیدوارم در خصوص این گزارشات که مربوط به جان انسانهاست ترتیب اثر داده شود. بالاخره همه ما فارغ از ایدئولوژی و نگرشمان انسان هستیم و به عقیده من گوهری برتر از جان انسان ها درخلقت وجود ندارد. بر اساس همین عقیده شدیدا با اعدام با هر دلیل و علتی مخالفم.
امیرکبیر: در آخرین مصاحبه ای که از احمد باطبی داشتیم نکته جالب روحیه خوب احمد و قصد وی برای ادامه فعالیتش هایش بود. نظر شما چیست؟
فیروزی: البته من بارها به آقای باطبی گفته ام که شما هزینه های خودتان را داده اید و دین خودتان را ادا کرده اید. ولی ایشان هنوز محکم و استوار ایستاده اند و بر این باورند که هر وقت لازم باشد دوباره حاضر به پرداخت هزینه خواهند بود.
امیرکبیر: باطبی در مصاحبه اش گفته بود که اکبر محمدی را کشتند. آیا شما از پرونده های دیگری نظیر کشته شدن اکبر محمدی، فیض مهدوی، زهرا کاظمی، و … اطلاعی دارید؟
فیروزی: در مورد زنده یاد اکبر محمدی که اتفاقا یکی از اتهاماتی که قاضی پرونده در آن حکم به آن اشاره نموده مقایسه شیوه مرگ زهرا کاظمی و اکبر محمدی بود. اکبر محمدی از جمله کسانی بود که من بخشی از درمانشان را به عهده داشتم. در زندان نیز با پزشک کشیک آن شبی که آقای محمدی فوت کردند وارد بحث شدم و همین طور با کسانی که شاهد مرگ او بودندنیز گفتگو کردم. اعتقاد من بر این است که می شد جان او را حفظ کرد و یا لااقل اگر من به جای پزشک کشیک آن شب بودم جلو این اتفاق را می توانستم بگیرم. در خصوص بقیه زندانی ها هم من در طول مدتی که در سال گذشته در زندان بودم در تمام مدت مشغول درمان زندانیان بودم. متاسفانه مشکلات زیادی در خصوص درمان برای زندانیان وجود دارد. این مسائل را در گزارشی که با عنوان تور اوین گردی نوشتم حتی در جاهایی با ذکر نام زندانی توضیح دادم و آن را برای مسئولین مربوطه نیز فرستادم. من با تمام وجود بدون هیچ چشم داشتی حاضر به به درمان آنها هستم. خصوصا آن هایی که خالصانه همچون آقای باطبی منافع جمع را به منافع شخصیشان ترجیح دادند.
امیرکبیر: در حال حاضر شما مشغول به چه کاری هستید و اگر حکم شما اجرا شود چه مشکلاتی برای کارهایتان پیش خواهد آمد.
فیروزی: در حال حاضر مشغول «آموزش پدری و مادری» به پدر و مادرهای کودکان زیر شش سال هستم و این کار را در مهدکودک ها به طور رایگان انجام می دهم. چون مصرانه بر این باورم که بیشتر مشکلات سرزمین عزیزمان ایران ریشه در فرهنگ ما دارد و طلایی ترین دورانی که می توان روی آن کار کرد شش سال اول زندگی است. شاید جالب باشد باشد که بدانید در غرب اگر پدر و مادری این دوره (پدری و مادری) را نگذرانده باشند کودک آن ا از بیمه محروم می گردد. و چون بیمه نشدن کودک هزینه سرسام آوری برای خانواده در بردارد آنها مجبور به گذراندن دوره های آموزشی پدری و مادری هستند. متاسفانه تمام برنامه های آموزشی من به هم خواهند ریخت چون تقریبا تا شش ماه آینده برنامه های آموزش پدری و مادری (parenting) من پر بودند.
امیرکبیر: ضمن تشکر و آرزوی موفقیت برای شما، در پایان اگر مطلب دیگری دارید بفرمایید.
فیروزی: در پایان سپاسگزارم از خبرنامه امیرکبیر به خاطر انجام این مصاحبه و به عنوان کلام آخر باید بگویم که در جامعه ای که به لحاظ روانی سالم است یا حکومت های مریض در آن شکل نمی گیرد یا اگر هم شکل بگیرد پایدار نخواهند ماند.
این داستان طنز رو از طنز اجتماعی برداشتم.شما هم بخونید و حالشو ببرید.
آقايي كه به خاطر تصادف يكي از پاهايش شكسته وارد اورژانس شده و از بد حادثه در اورژانس فقط يك انترن(ترجيحآ دختر) مشغول انجام وظيفه است ميكروفن هايي كه توسط ماموران ما در محل كار گذاشته شده بود مكالمات اين دو را ثبت كردند. _ انترن:بيمار محترم به خاطر اين كه بيمارستان ما را براي محل مرگ خود انتخاب نموديد به شدت سپاسگزارم. _ مريض:آاااااااااااااااااخ……..آااااااااااااااااااااااخ………. _ بيمار محترم همان طور كه مي دانيد فريادهاي شما مخل آسايش ساير بيماران است لطفآ با صدايي ملايمتر به گفتن آخ مبادرت ورزيد. _ تو هر وقت كه………..ملايم بگو آخ…….آاااااااااااااااااااااااخ(به خاطر جلوگيري از هرگونه بد آموزي به جاي برخي از الفاظ از نقطه چين استفاده شده!) _ شما در محيط بيمارستان ملزم به رعايت شئونات اخلاقي هستيد. _ يكي به من كمك كنه من دارم مي ميرم _ شما اصلآ نگران نباشيد من براي نجات شما از چنگال مرگ از هيچ تلاشي فروگذار نخواهم بود. _ ده ….. پس زود باش _ آاااااااااااااااخ _ علائم حياتي خود به چند بخش تقسيم مي شود كه اولين مورد آن علائم تنفسي است و علائم تنفسي خود به چهار قسمت صبر كن ببينم سه قسمت بود يا چهار قسمت. _ تو داري چي كار مي كني من دارم از درد مي ميرم _ اجازه بده (انترن خطاب به خودش):((اَه چند بخش بود همين ديروز خوندمشا دوباره يادم رفت بايد برم جزوه مو از پاويون بردارم ببينم چند بخش بود!)) هي تو يه خورده دندون سر جيگر بذار من زود بر مي گردم. _ كجا؟؟ آااااااااااااخ يك ربع بعد انترن: مي گم كه من الآن فهميدم ديروز جزوه مو دادمش به مريم البته مريم ازم گرفته تشا به زورم گرفت نمي خواستم بهش بدم آخه سر كلاس دكتر عليان مريض: آااااااااخ فك كنم پاي من الآن كنده مي شه _ نترس كنده نمي شه حالا من به مريم زنگ مي زنم…… الو…الووو…مريم…الو… صدات نمياد…الووووو، خره زودباش بيا اين جا يه پسره س اين قد خوش تيپه كه نگوو زود بيايا باي باي…. حالا تا اين مريم بياد چه كار كنم يه جوري بايد سر اين و گرم كنم، هي تو! به سئوالاتي كه من مي پرسم براي بالا رفتن تجربياتم جواب بده تا از آن براي خدمت به ديگر بيماران بهره ي كافي ببرم. شما تا كنون چند بار تصادف كرده ايد؟ _ همون قدري كه تو…… _ يعني دو بار! تو از كجا مي دوني من چندبار…. _ آخه خودم هر دوبار……. _ نخيرم تو كه نبودي _ آاااااااخ پاااااااااااااااام _ حالا به اين سئوالام پاسخ بده شما معمولآ وقتي از منزل به سمت بيرون راهي مي شويد لباس هايتان خاكي و صورتتات زخم و زيلي است؟ _ آاااااااااااااااخ يكي بياد من و از دست اين ديوونه نجات بده! _ اِ انگار مريم اومدش سلام مريم مريم:سلام نسرين نسرين:جزوه ها رو آوردي مريم:كدوم جزوه ها نسرين:همونا كه بهت گفتم ديروز برده بوديش مي خواستم ببينم براي چك كردن علائم هوشياري چي كار بايد بكنيم مريم: نه تو چيزي نگفتي! ولي من نتام كه از رو جزوه ت برداشتم پيشمه مريض:آخ مريم: اين جا نوشتم هوشياري:اگر مريض به علائم دردناك پاسخي نداد بقيه شم بد خطه نمي تونم بخونم مريض:آاااااخ مريم:اين بدبخت كه همين طوريشم هي داره ميگه آاااااااااخ نسرين:نه اين شكلي فايده نداره بايد يه كاري بكنيم تا حسابي دردش بياد مريم:خوبه يه سيلي بهش بزنيم نسرين:نه بيا از تخت بندازيمش پايين!!! مريض:هي شما دارين چي كار مي كنين آااااااااااخ آااااااااااااااخ(ناگهان صداي شترقي مي آيد) نسرين: انگار به علائم دردناك پاسخي نداد؟ مريم:آره اما داره از تو گوشاش خون مياد نسرين:الآن بايد نبض تيروئيدشو بگيريم!! مريم:نه اسمش كه اين نبود نبض يه چيز ديگه بود تو مايه هاي كوكائين! نسرين:بيا سرشو بگير بذاريمش دوباره رو تخت مريم:نبض نداره احتمالآ دچار آسيمول قلبي بود چي بود؟ از اونا شده بايد ماساژ قلبيش بديم نسرين:من ماساژش مي دم(ناگهان صدايي مي آيد) مريم:صداي چي بود نسرين:انگار دنده هاش شكست! مريم:ديگه نمي خواد تلاش كني اين مرده نسرين:ما تموم سعيمون و براي نجات اين مريض كرديم مريم:از اولشم پيدا بود اين مي ميره تصادف شديدي كرده بود نسرين:آره تو جيباش و بگرد ببين نشونه اي نداره مريم:بايد بچه ها رو خبر كنيم ببرنش سردخونه تا بوي گندش همه جا رو بر نداشته نسرين:اين و ول كن اون بلوز مشكيه رو خريدي مريم:آره خيلي خوشگله البته احسان اول پول نمي داد اما…..
_ به گمانم در حال حاضر من بايد علائم حياتي شما را چك كنم.
نسرين:آهان حالا يادم اومد دكتر عليان مي گفت بايد براي اين كار يه كاري كنيم مريض دردش بياد!
حمايت از حسام فيروزى

- بيانيه ۱۷ انجمن اسلامى دانشگاه هاى كشور در حمايت از حسام فيروزى
ادوارنيوز:عادت كرده بوديم دوستانمان را به گناه ناكرده در بند ببينيم، عادت كرده بوديم در هر پرونده اى انگشت اتهام را بسوى خويش ببينيم، عادت كرده بوديم به آسمان هاى پرستاره مان كه روز به روز پرنورتر مى شد، حتى عادت كرده بوديم به زندان اوين، بند ۲۰۹، ... . اما نديده بوديم كسى را به جرم اداى وظيفه راهى زندان كنند. آنهم يك پزشك را به جرم حفظ جان بيمارش. صحبت از دكتر حسام فيروزى است. كسى كه به جرم نظارت و پيگيرى وضعيت سلامتى زندانيان سياسى و ارائه وضعيتشان از سوى دستگاه قضايى كشور به يكسال زندان محكوم شده است، آنهم به اتهام تبليغ عليه نظام جمهورى اسلامى.
آيا كسى كه در دانشگاه همين كشور درس خوانده و طبق قوانين همين كشور سوگند خورده و ملزم به رعايت آن است را بايد به خاطر عمل به قانون روانه زندان كرد؟ آيا پزشكى كه نگران و پيگير وضعيت بيمارانش است را بايد متهم و دادگاهى كرد؟ طبق كدام اصل و قانون؟ مگر او جز آن كرده كه به او آموخته ايد، از او خواسته ايد و به آن سوگند خورده است؟ در كدام قانون آمده كه اعلام وضعيت بيماران در مطبوعات و رسانه ها تبليغ عليه نظام است؟!!
ما انجمن هاى اسلامى امضاء كننده اين بيانيه خواهان جلوگيرى از اجراى اين حكم و اينگونه برخوردهاى غير قانونى توسط قوه قضائيه بوده و از قوه قضائيه مى خواهيم از ادامه اين روند ناصواب پيشگيرى نمايد.
انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه شيراز و علوم پزشكى ،انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه صنعتى شيراز ،انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه فنى باهنر شيراز،انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه فردوسى مشهد و علوم پزشكى،انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه صنعتى نوشيروانى بابل ،انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه صنعتى شاهرود ،انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه بيرجند، انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه كاشان ،انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان ،انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه علوم پزشكى كرمانشاه ،انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه هرمزگان ،انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه ايلام ،انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه اراك ،انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه صنعتى سهند تبريز ،انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه كشاورزى سارى ،انجمن اسلامى منتخب دانشجويان دانشگاه بو على سينا همدان و جمعى از فعالين دانشجويى دانشگاه زنجان
كميپن حمايت از دكتر حسام فيروزى :
http://sosfiroozi.wordpress.com
آلبرت تاوان چیست تسکین تو از درد؟
فراسوی مرز خیال تو
از فراسوی بال پرنده گذشته است
در فراسوی خشونت و درندگی
در فراسوی فقر
در فراسوی جهان می خزند گامهای تو
چون ریشه در خاک سرزمین سیاه
در فراسوی دلار و پوند و پول مریض آفریقا
در فراسوی سن و سال جوانی
آلبرت از کدام جنس اندیشه است؟!!
از کدام دین، از کدام خداست؟!
در فراسوی آدمیت مرز و حصار
که دردهای سیاه از سینه های سرخ می روبد
در فراسوی پنجاه
آلبرت نزول آیه بود
در فراسوی زمین
در سرزمین سیاه جهان
آزادي – برابري – رفع هرگونه تبعيض
به حزب اراده ملت ايران(حاما) بپيونديد.
رئوس برنامهها:
1-لغو قانون استخدام موقت كارگران و تبديل تمامي كارگران و كارمندان پيماني و قرار
دادي به استخدام دائم
2-بهداشت و درمان برابر و رايگان براي همه مردم
3-آموزش برابر و رايگان براي همه مردم در تمامي سطوح از مهدهاي كودك تا دانشگاه
4-برقراري مستمري بيكاري براي تمامي بيكاران مرد و زن بالاي 18 سال معادل حد اقل
دستمزد مصوب
5-بر قراري مستمري بازنشستگي براي تمامي افراد بالاي 60 سال كه فاقد پوشش
بيمهاي ميباشند معادل حد اقل دستمزد مصوب
6-پرداخت حقوق و مزاياي كارگران عادي به همه سربازان
7-پرداخت حقوق و مزاياي كارگران عادي به همه دانشجويان شاغل به تحصيل در
دانشگاههاي دولتي و غير دولتي
8-بسيج امكانات كشور جهت توليد انبوه مسكن در ساختمانهاي بلند مرتبه و واگذاري به
افراد فاقد مسكن
9-قطع ارتباط مالي معتادان به مواد مخدر با فروشندگان مواد مخدر از طريق ارائه سهميه
داروهاي مخدر به تمامي معتاداني كه در كوتاه مدت قادر به ترك اعتياد نميباشند.
10-اصلاح نظام مالياتي كشور در جهت گسترش عدالت اقتصادي از طريق دريافت ماليات
بيشتر از اقشار پر درآمد و بخشودگي مالياتي اقشار كم درآمد.
11- افزایش سطح دستمزدها متناسب با مخارج و هزینههای مورد نیاز زندگی انسانی
12- افزایش مستمری بازنشستگان متناسب با هزینههای یک زندگی انسانی به گونهای
که نیاز به اشتغال مجدد بازنشسته نباشد.
بديهي است كه اينها تنها سرفصلهاي مهم و فوريت دار برنامههاي حاما مي باشد كه با هم
انديشي اعضا و هواداران حزب راهكارهاي اجرايي آنها ارائه خواهد شد.منتظر نظرات شما
مخاطبين عزيز هستيم.
امروز برای ادامه رسیدگی به شکایتم بر علیه درمانگاه فرهنگیان که قرار داد مرا یکسویه لغو کرده بود رفتم نظام پزشکی قزوین.اعضای شورای حل اختلاف عوض شده بودن و من مجبور بودم برای بار چندم دوباره توضیح بدم علت شکایتمو.نماینده آموزش پرورش هم نیو مده بود.منم یه برگه رو پر کردم و دادم و اومدم بیرون.دوتا پزشک که یکه متخصص و یکی عمومی بود و مریضاشون ازشون شاکی بودن اونجا بودن.جالبه یکیشون که من مکیشناسمش و متخصص هم هست و توانایی عجیبی در خالی کردن جیب بیمارا داره مثلا با من رد دل می کرد که ای بابا مگه عمر دست ماست.خانواده متوفی برن از خدا شکایت کنن.من هم تو دلم به این استدلال می خندیدم.به نظرم اومد طرف یعنی همون همکار متخصص بنده اهل بخبه هم باشه.البته بگم نسبت من و امثال من که پزشک عمومی کم درآمد هستیم با اونا که دارن پول پارو می کنن فقط در شماره نظام پزشکیه.و الا ما کجا و اونا کجا.همکار دیگه من که ضاهرا به علت فشار قسطهای عقب افتادش مجبور بوده خال یه دختر خانومو برداره و بد جوری هم جاش مونده بود و به اصطلاح کلویید تولید کرده بود بد جوری بز آورده بود.من با خانومه که با بابای مسنش اومده بود صحبت کردم که این چیزا از عوارض طبیعی اینجور عملا در نژاد ایرانیه.اون در جوابم گفت که خوب اینو قبل از عمل دکتر به من میگفت شاید منو منصرف میکرد.ولی اون به خاطر دریافت دستمزد هرچند پایین این کارو نکرده و من ازش شاکیم.و قرار شد بره پزشکی قانونی تا ببینن مثلا دکترش چقدر خراب کرده.
بعد از اونم دکتر خردمند رییس نظام پزشکی اومد و گفتم که دکتر با گذشت یکسال و پنج روز هنوز قرار داد من با بیمه ها برقرار نشده حتما شما در پستهای قبلی ماجرای منو خوندید.ایشون هم اظهار امید واری کردن کارم درست بشه.انصافا با چهره تپل و سفیو و بانمکشون که عادت دارن موهای نداشته سرشونو از ته مثل سربازا بزنن بسیار روحیه بخشن.در طی این دو ساعتی که من اونجا بودم از فرصت استفاده کردم و با تعدادی از همکارا در مورد حاما و برنامه هاش صحبت کردم و چند تا بروشور هم بهشون دادم که استقبال خوبی از برنامه حاما شد.
این بود قصه امروز من.تا پست بعدی شاد باشید
تا یادم نرفته بگم که امروز سالگرد درگذشت حضرت زرتشت بود که یه جورایی همه ما ایرانیا بهش سمپاتی داریم.ما هنوز باید در محضرشون بعد از گذشت نزدیک به ۵۰۰۰ سال بشینیم و در س آموزی کنیم.اندیشه نیک و گفتار نیک و کردار نیک.به قول زرتشت بزرگ خوشبخت کسیه که در آرزوی خوشبختی دیگران باشه.شادزیوید و دیر زیوید.
امروز خیلی خوشحال هستم.چون بعد از سه روز توانستم با روش سم زدایی سریع جوانی را از دام اعتیاد به مواد مخدرآزاد کنم.این جوان قبلا توسط سایر همکاران با روشهای دیگر سم زدایی شده بود ولی موقیت آمیز نبوده و به علت درد زیاد دوباره به مواد و در این اواخر به کپسولهای دست ساز که معلوم نیست با چه موادی پر شده اند پناه برده بود.البته شکی ندارم که از نوعی ماده مخدر ساخته شده است چون با نارکان اثر آن از بین می رود.جالب است که چنین موادی را در روز روشن و در مقابل چشمان ماموران نیروی انتظامی و در مغازه به عنوان داروی گیاهی تر اعتیاد با قیمتهای بالا یعنی هر عدد هزار تا هزارو پانصد تومان ،با دوز شش عدد در روز شروع شده ولی بیمار قادر به کم کردن آن به کمتر از چهار عدد در روز نشده بوده است.هر چند در روش سریع به خصوص در روز اول بیمار ممکن است درد و ناراحتی زیادی را تحمل کند ولی به ویژه در جوانان پاسخ بسیار خوب خواهد بود و با ادامه درمان با نالترکسان از عود نیز پیشگیری خواهد شد.از همکاران هم میخواهم در صورتی که امکانات لازم را در مطبشان دارند از این روش بیشتر استفاده کنند.چند روز قبل هم یک جوان تحصیل کرده که مهندس برق بود با این روش موفق شد از دام اعتیاد رهایی پیدا کند.البته خودش میگفت اگر میدانستم اینقدر ناراحت کننده است ،شاید اقدام نمی کردم ولی الان خیلی خوشحال است که در زمانی کوتاه موفق شده است مصرف مواد مخدر را کنار بگذارد.البته برای تکمیل روند درمان تجویز نالترکسان و داروهای ضد افسردگی مانند فلوکستین ضروری است.از آنجاییکه بیمار به یکباره از مورفین خالی میشود یک احساس عدم انرژی و افسردگی را به سرعت تجربه میکند که حتما باید درمان شود تا از عود پیشگیری شود.
مولوی شعری دارد که در ان میگوید.
ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای
باید اضافه کرد که همین اندیشه و روان هم همبستگی بسیار نزدیکی با مواد شیمیایی و نورو ترانسمیترهای موجود در مغز دارد.به گونه ای که با استفاده از مواد شیمیایی میتوان اندیشه و خلق فرد را تغییر داد وبا ماده ای دیگر این اثر را خنثا کرد واین موضوع در مورد اعتیاد به مواد افیونی بسیار صدق می کند.
از ماست که بر ماست
دیروز برای شرکت درتجمعی که در پست قبلی وعده اش را داده بودم به محل سازمان نظام پزشکی قزوین مراجعه کردم.به غیر از خودم هیچ پزشکی به منظور تجمع به سازمان نیامده بود.افرادی هم که برای انجام کارهای مرتبط به سازمان به آنجا آمده بودند اصلا از این تجمع اطلاعی نداشتند. با یکی از دوستان همکار که در تهران مشغول طبابت است در مورد کم و کیف تجمع در تهران پرسیدم که متوجه شدم حال و روز بهتری از تجمع قزوین نداشته یعنی با وجود آنکه از طریق تماس تلفنی و پیام کوتاه خبر رسانی شده بود کسی نیامده بود.ظاهرا همه به امید همدیگر در این تجمع نیامده بودند و دست آخر نتیجه هم برگزار نشدن این تجمع شد.البته علتهای متعددی را برای این امر میتوان برشمرد.به جز مهمهترین دلیل که همانا عدم ایجاد هویت مستقل شغلی و به تبع آن عدم انسجام صنفی در بین همکاران است شاید علت درجه دوم وجود منابع متعدد درآمدی برای اکثر همکاران باشد که کسری درآمد حقوق را با آن جبران می کنند.مانند کار در مطبها و درمانگاهها در شیفتهای غیر موظف باشد.متاسفانه قشر پزشک با وجود برخورداری از تحصیلات بالا و همچنین وجود نوعی یگانگی شغلی که در کمتر شغلی سراغ میتوان گرفت به دلیل عدم آموزش و تجربه مسایل صنفی و سندیکایی از بسیاری از صنوف عقب تر مانده است.باید به همکاران گوشزد کرد که تا زمانی که خود عزم حل مشکلات صنفی خود را نداشته باشیم هیچکس دیگری نمی تواند در این زمینه به ما کمک کند و سهل است که رقبا چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی در این راه کار شکنی نیز خواهند کرد.تا زمانی که پزشکان به یک خود آگاهی صنفی نرسیده اند درها کماکان بر همان پاشنه خواهند چرخید و کماکان به روی همکاران بسته خواهند بود.بعضی از مثلهای زبان شیرین فارسی ازجمله اینکه یک دست صدا ندارد و کس نخوارد پشت من جز ناخن انگشت من در این زمینه بسیار گویا هستند.در طول تاریخ این نیازها بوده اند که باعث ابداعات شده اند و لابد تا این زمان همکاران نیازی به حضور جدی در عرصه های دفاع از منافع صنفی نداشته اند و یا سودی در این کار نمی دیده اند که از این کار شانه خالی کرده اند.پس باید تا زمانی نامعلوم و البته بسیار نزدیک که کاردها به استخوان برسد و فریادها به آسمان بلند شود منتظر ماند و نظاره گر بود.البته یک نصیحت پزشکی هم در این میان بسیار با معناست که پیشگیری بهتر از درمان است.
امروز یک پیام کوتاه از یکی از همکاران پزشک عمومی که کارمند وزارت بهداشت است و در یکی از درمانگاههای تابعه در تهران مشغول خدمت است دریافت کردم.ظاهرا قرار شده است در اعتراض به عدم افزایش حقوق پزشکان در سال ۸۶ در روز پنج شنبه به تاریخ ۱۳/۲/۸۶ ساعت ۱۱ صبح در محل سازمانهای نظام پزشکی در سراسر کشور تجمع برگزار شود.هر چند من فقط در بخش خصوصی و مطب کار میکنم ولی از همه همکاران انتظار می رود در این تجمع شرکت فعال داشته باشند.باید از دولت محترم و مهرورز پرسید آیا تورم در سال ۸۶ به صفر رسیده است که از افزایش حقوق پزشکان حتا به اندازه تورم سالانه مخالفت شده است.از همکارانی هم که کارمند دولت هستند انتظار دارم در این زمینه اطلاعات بیشتری به من بدهند.خودم هم سعی میکنم در روزهای آینده اطلاعات بیشتری به دست آورده و به آگاهی همکاران برسانم.



